محمد مهدى ملايرى
424
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آغاز گرديد بهتدريج گسترش يافت تا جايى كه يكى از ويژگيهاى زبان فارسى گرديد و اين امر گذشته از اينكه فراگيرى زبان ادبى فارسى را بسيار دشوار نمود خود يكى از موانع بزرگ در راه پيشرفت و گسترش آن نيز شد . براى توضيح اين مطلب اخير بايد به اين امر توجه داشت كه هيچ زبانى حتى زبانهاى علمى و نيرومند امروز هم از اول جامع و نيرومند نبودهاند ، بلكه به تدريج و در اثر كوشش نويسندگان و دانشمندان آن زبانها بوده كه با دقت و باريكانديشى خاص خود براى بيان انديشههاى نو كلماتى مناسب از همان زبانها برگزيده و يا در محدوده خواص طبيعى آنها كلمات تازهاى وضع كردهاند و بدينترتيب بر حجم لغات و اصطلاحات آنها افزوده و آنها را نيرو بخشيدهاند . پيدا كردن كلمات مناسب براى انديشهها و مفاهيم نو كار آسانى نيست ، اين كار مطالعهء فراوان و آشنايى صحيح با ريزهكارىها و ويژگيهاى زبان دارد كه بىرنج و زحمت ميسر نمىگردد . حال اگر نويسندهاى آزاد باشد كه هروقت به كلمهاى نياز داشت به جاى زحمت و رنج در زبان خود آن را به آسانى از هرزبانى كه خواست بگيرد و به كار بندد گذشته از اينكه كلمات و اصطلاحات تازهاى در زبان به وجود نخواهد آمد چه بسا كه كلمات موجود هم كمكم از دايرهء استعمال خارج شوند و جاى خود را به كلمات بيگانه دهند و بدينسان قدرت توليد زبان به تدريج كاهش يابد . نتيجهء ايندو روش مختلف كه در دو زبان عربى و فارسى نسبت به كلمات اقتباسشدهء از ديگرى پيروى گرديد آن شد كه كلمات فارسى به آسانى به خورد زبان عربى رفتند و گذشته از اينكه هيچگونه اثر نامساعدى بر اين زبان و قواعد آن نگذاشتند عدهاى از آنها نيز مصدر اشتقاق كلمات جديدى گرديدند ، و از آنجا كه اصل فارسى آنها هم در نتيجهء تغييرهاى زياد غالبا پنهان مانده و يا فراموش شده بود بيشتر آنها به عنوان مادههاى اصيل عربى شناخته شدند و باعث گسترش بيشتر دايرهء زبان و افزايش بيشتر ثروت لغوى و سرمايههاى معنوى آن گرديدند ، و به همينجهت است كه كلمات فارسى در زبان عربى خيلى كمتر از